تبليغاتX
دلنوازان

دلنوازان

موسیقی سنتی

نگاهی به موسیقی کلاسیک ایرانی

 
 
نگاهی به سبک فرامرز پایور
نگاهی به سبک فرامرز پایور

سبک و شیوه استاد پایور را از دو بعد می توان بررسی کرد: اول از بعد سنتورنوازی ایشان و دوم از بعد آهنگسازی. سبک سنتورنوازی پایور، سبک جدیدی است که کمی هم رنگ و لعاب سبک حبیب سماعی را به خود گرفته است و آن هم به دلیل تعلیمات استاد صبا بوده است.

 
دئو برای سنتور
دئو برای سنتور

قطعه دیگری که تقریبا” همزمان با “گفتگو” تصنیف شد “دوئو برای سنتور” در سه گاه نام داشت که توسط حسین دهلوی حدود سال ۱۳۳۲ ساخته شد و توسط فرامرز پایور و داریوش صفوت اجرا و در ۱۳۳۶ منتشر شد.

شبدیز برای دو سنتور
شبدیز برای دو سنتور

همانطور که گفته شد، از خصوصیات قطعات فرامرز پایور و اردوان کامکار این است که قطعاتشان دقیقا” مخصوص سنتور است. مثلا” اگر به شیوه ساخت قطعه “فانوس” توجه کنید، متوجه می شوید که ساخت این قطعه در واقع چیدمان مینیاتور گونه الگوهای مضرابی روی ملودیهایی از گوشه های اصفهان است.

 

اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر
اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر

اردوان کامکار که کوچکترین عضو گروه خانواده کامکار است، در زمانی که هنوز پا به دهه دوم زندگی خود نگذاشته بود به همراه برادرش هوشنگ کامکار کنسرتو سنتوری تصنیف کرد که در کاستی به نام “بر تارک سپیده” (همراه با یک کنسرتو کمانچه از برادرش) به بازار عرضه شد.

نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی
نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی

از آنجایی که سازهای کوبه ای پوستی اصلی ترین سازها برای اجرای دورهای ایقاعی (یا به تعبیری همان میزانهای گوناگون موسیقایی) است، بررسی سازهای کوبه ای پوستی ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/01ساعت 18:43  توسط پدرام صامتی 

ساز شناسی ( آشنایی با نحوه ساخت ساز ها)

تار

 

سه تار

سه تار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

كمانچه

294564.jpg

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/04/01ساعت 12:5  توسط پدرام صامتی 

گالری صوتی و تصویری

چهار مضراب دشتی(فرامرز پایور - محمد اسماعیلی)

از اینجا دانلود کنید

نت چهار مضراب دشتی(گردآوری و اوانگاری محسن غلامی)

از اینجا دانلود کنید

نت چهار مضراب شور:

صفحه اول نت

صفحه دوم نت

صفحه سوم نت

صفحه چهارم نت

اجرای چهار مضراب:

قابل توجه هنرمندان وهنر دوستان عزیز :این اجرا کاملا جنبه اموزشی دارد.

اجرای نت چهار مضراب شور

 

اردوان کامکار(تصویری)

شور(قطعاتی از آلبوم ماهی برای سال نو)

از اینجا دانلود کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/03/01ساعت 10:14  توسط پدرام صامتی 

ساز سوخته

مطالب کامل در مورد سنتور شامل:

۱- کلاف سنتور

۲- کلاف و صفحه زیر

۳- صفحه روی سنتور 

۴- بدنه کامل سنتور

۵- گوشی سنتور

۶-سیم گیر

۷- پلها

۸- خرک سفید

۹- خرک زرد

۱۰- آچار کوک

۱۱- مضراب

۱۲- سنتور لا کوک

۱۳- سنتور سل کوک

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/02/01ساعت 11:31  توسط پدرام صامتی 

استاد جلیل شهناز و استاد محمدرضا لطفی ( استاد بزرگ تار و سه تار ایران )

 
 
بارِ دیگر، یادی از هنرمندی می كنم، اما نه به هنگام نبودش و مرگ او که یادی از استادِ موسیقی ایران، در زمان حیات او. یادی می كنم از استادی كه به حق، نام استادی گرفت و لقب خداوندگار تار ایران را صاحب گردید. مردی با پنجه سحر آمیز. تنها كسی كه نیم پرده هایش را با انگشت چهارم نیز می تواند بنوازد.

نگاهی گذرا، بر زندگی شخصی و هنری استاد

جلیل شهناز كه در اصفهان متولد شده، خود و خانواده اش همه اهل هنر بودند و در رشته های مختلف هنر از جمله تار و سه تار و سنتور و كمانچه به مقام استادى رسیدند. جلیل شهناز در سال ۱۳۰۰ شمسى در خانواده اى هنرمند در اصفهان متولد شد. پدرش علاوه بر تار كه ساز اختصاصى او بود، سه تار و سنتور هم مى نواخت و نواى شیرین سازها و آهنگ ها همیشه از خانه آنها به گوش مى رسید. عموى او غلامرضا سارنج بهترین كمانچه كش به شمار مى رفت. در چنین خانواده اى جلیل شهناز پرورده شد و جوانه هاى هنر در دل و جانش پرورش یافت.

پدر و برادرانش در تعلیم او نقش مهمى داشتند. حسین برادرش در سال ۱۳۱۸ درگذشت. تعلیم جلیل از ۱۴ سالگى شروع شد و هر روز پدرش چند ساعت به او آموزش مى داد. از حسن تصادف این كه جلیل شهناز با حسن كسائى استاد نى در كنار هم قرار گرفتند. پدر كسائى حاج جواد كسائى مدیر كارخانه ریسباف اصفهان بود كه از شیفتگان موسیقى به شمار مى رفت. دوستى خانواده شهناز و كسائى موجب گردید كه جلیل و حسن در موسیقى همنواز گردند. جلیل شهناز از سال ۱۳۲۴ مقیم تهران شد و از همان ابتدا با رادیو تهران شروع به كار كرد و در بسیارى از برنامه ها به عنوان تك نواز شركت مى نمود.

اوج درخشش هنر شهناز از سال ۱۳۳۶ شروع شد كه برنامه گل ها به همت داوود پیرنیا طرح ریزى و در رادیو اجرا گردید. در مدت كوتاهى موسیقى ما تجدید حیات یافت كه در همه ادوار تاریخ ایران بى سابقه است. در این برنامه شهناز با معروف ترین خواننده ها و نوازنده هاى زمان همكارى داشت. ساز شهناز در بیان آوازها و گوشه ها و تحریرها واقعاً به سرحد اعجاز مى رسید. بى تردید نغمه هائى كه با سر پنجه سحار او نواخته مى شد ریشه در اندیشه هاى تابناك عرفانى و تاریخ و جامعه و ادبیات غنى ایران داشته، به همین جهت ساز او به راحتى مى تواند با شنوندگان رابطه برقرار كند.

در آرشیو رادیو ایران آثار او با همكارى خوانندگان بلند آوازه اى نظیر تاج اصفهانى، ادیب خوانسارى، عبدالوهاب شهیدى و اكبر گلپایگانى، گنجینه فوق العاده اى است. بعد از بهمن ۵۷ كه محدودیت های بی شماری بر موسیقی ایران زمین روا شد، دولت براى احیاى موسیقى تلاشى نكرد و هنرمندان هر یك به گوشه اى رفتند. ولى شهناز برنامه هائى داشته است كه نمى توان آنها را با برنامه گل هاى جاویدان و گل هاى رنگارنگ مقایسه كرد.

از كارهاى جالب استاد شهناز حدود ۶ ساعت نوار او با استاد همایون خرم است كه تاكنون نسبت به نشر آن اقدامى نشده است. شهناز نیز با استفاده از تكنیك هاى برجسته در شیوه تارنوازى توانست بسیارى از ردیف هاى موسیقى سنتى ایران را با تار بنوازد كه از جمله نواختن در مایه دشتى و دشتستانى است كه بسیار با ارزش است.

دكتر مصطفی الموتی درباره جلیل شهناز می گوید:

یكى از هنرمندانى كه هنگام اقامت در ایران شناختم جلیل شهناز بود كه همه او را استاد مسلم تار و سه تار مى دانند. جلیل شهناز نه تنها در میان هنرمندان ایران مورد احترام خاصى بود بلكه به علت صفات ممتاز اخلاقى كه داشت در هر مجمع و محفلى كه شركت مى كرد با روش متین خود توجه و احترام همگان را جلب مى كرد و شاگردان زیادى هم تعلیم داده بود.
جامعه هنرمندان معتقدند جلیل شهناز که اکنون در ایران نیز زندگی می کند، از اساتید مسلم تار و سه تار است.

مرتضى حسینى دهكردى در مجله (ره آورد) چنین مى نویسد:

یكى از هنرمندان به نام كشور جلیل شهناز است كه سالیان دراز به زندگى مردم صفا و معنى بخشید. او نغمه سراى آرزوها و تمنیات چند نسل از جامعه خویش به شمار مى رود.

در برنامه های مختلف، تجلیل های بسیاری از وی شده است و اگر از مراسم چهره های ماندگار، كه سال پیش از شبكه ۲ سیمای جمهوری اسلامی پخش شد - به دلیل عدم نمایش ساز استاد - صرف نظر كنیم، آخرین تجلیلی كه از وی گشته است، در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۳ می باشد.

در این تاریخ مدرك درجه یك هنری (معادل دكترا) به جلیل شهناز نوازنده صاحب نام ایرانی اعطا شد. به منظور تجلیل از یك عمر فعالیت هنری جلیل شهناز در موسیقی ایران با حضور دكتر محمد ایمانی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ، دكتر حسن خالقی معاون آموزش وزارت علوم، دكتر مجتبی صدیقی معاون پژوهشی سازمان مدیریت و برنامه ریزی و همچنین كارشناسان موسیقی دكتر حسن ریاحی، كامبیز روشن روان و مجید كیانی، لوح درجه یك هنری و مدرك معادل دكترا به ایشان اعطا شد. (۱)

بسیاری از آثار این استاد، هنوز هم منتشر نشده است. از این دسته آثار در طول تاریخ ایران كم نبوده اند. چه بسیار آثاری از نوازندگان و خوانندگانی كه پس از مرگشان منتشر شد و یا از رادیو پخش گشت. از آن جمله آثار فرهاد مهراد !! بسیاری از آثار موزیسین‌های بزرگ ایرانی، كه دار فانی را وداع گفته‌اند و یا در سال‌های واپسین حیات به سر می‌برند یا منتشر نشده و یا در آرشیوهای خصوصی نگهداری می‌شوند كه از میان این هنرمندان می‌توان به شادروان رضوی روستایی، تاج اصفهانی، جلیل شهناز، علی تجوید‌ی، سیاوش زندگانی، امیر بیداریان و ... اشاره كرد.

علی تجویدی، هنرمند پیشكسوت موسیقی، در این خصوص گفت :

دولت و نهادهای فرهنگی و موسیقی وظیفه دارند تا این آثار را منتشر كنند و یا اینكه بخش خصوصی را تقویت كنند تا به این امر اهتمام ورزد. بر پایه این گزارش پیشتر نیز، هنرمندانی چون داریوش پیرنیاكان آثار بازمانده از بزرگان موسیقی را میراث فرهنگی و معنوی ایران خوانده و خواستار حفظ و انتشار آن شده بودند.

و امروز، نوای ساز اوست كه در پس كوچه های این شهر، هنوز هم هست.
ممكن است بسیاری از شما نام جلیل شهناز، پدر تار ایران را نشنیده باشید، ولی مطمئنا بارها در كاست ها و آهنگ هایی كه شنیده اید، ساز او نیز دخیل بوده است

امروز، استاد پیر، كه مدتهاست، از بیماری قلبی و عصبی رنج می برَد، در بیمارستان برای چندمین بار بستری است و كلیه هایش نیز از كار افتاده است.
استادی كه پس از سكته مغزی شدیدی كه سال های پیش داشت، دستانش، و آن پنجه خوبش دیگر بر ساز و همدمِ قدیمی اش می لرزید، دوباره که دیدمش، بدنش نیز، بر لرزه افتاده بود.

به نقل از روزنامه شرق، استاد جلیل شهناز، در اسفند ماه ۱۳۸۳ در بیمارستان بستری شده است و همسر ایشان در پاسخ به این پرسش كه آیا از استاد حمایتی می شود یا نه، این چنین پاسخ داده اند :

« ما بیمه شهرداری هستیم، من نمی توانم چیزی بگویم»

در آستانه فصل بهار، بیماری، تیشه به ریشه استاد موسیقی ایران زده است و آرزو دارم كه خداوند بار دیگر نیز او را از امان مرگ برهاند تا یك بار دیگر، در كنار خانواده و نوای سازش، به استقبال سال نو برود و ما نیز بار دیگر بتوانیم صدای تارش را با پنجه او بشنویم.


محمدرضا لطفی در 23 سالگی

در ادامه مقالاتی که درباره ارزش انتشار مجدد آثار ارزشمند موسیقی نوشته شد. در این مطلب به بررسی چند اثر دیگر میپردازیم که محمدرضا شجریان نقش خواننده آن را به عهده داشته و با وجود محبوبیت مردمی و امکانات انتشار که برای او محیاست، هنوز به پخش این آثار بر روی CD دست نزده است.در میان این تصانیف "در کوچه سار شب"، با مجموعه "جام تهی" بر روی CD توسط انتشارات بتهوون به دست علاقمندان رسید.
دیگر تصنیفها "داروگ"، "به یاد عارف" و "ناز لیلی" هستند که هیچ کدام را محمدرضا لطفی برای ارکستر تنظیم نکرده است. با وجود اینکه کسانی که تنظیم این تصنیفها را به عهده داشتند، تجارب تنظیم قطعات زیادی را در این حال و هوا داشته اند، ولی باز با توجه به تحصیلات لطفی در آن زمان، وی میتوانسته از پس تنظیم این تصنیفها برآید و اثر یکدست تری بوجود بی آورد.

audio file "به یاد عارف" همانطور که از نامش پیداست، برای یاد بود عارف قزوینی تصنیف ساز نامی ایران ساخته شده است. این اثر در آواز بیات ترک است که کمتر اثری با ارکستر بزرگ در این مایه به اجرا درآمده است.

شعر این تصنیف از هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) دوست و یار قدیمی لطفی است. تنظیم این اثر هم از فرهاد فخرالدینی است که جزء آهنگسازان برنامه گلها و نیز در آن دوره، معلم هنرستان ملی موسیقی بوده است. "به یاد عارف" را با وجود تنظیم فخرالدینی (برای ارکستر مجلسی و تنبک) می توان یکی از بهترین تصنیفهای بیات ترک دانست که متاسفانه عدم دسترسی به نت و صوت این اثر باعث کاستی هایی در معرفی این اثر شده است.

البته نباید فراموش کرد که دلیل اصلی این سهل انگاریها در واقع خود هنرمندان موسیقی ایران هستند، لازم به یاد آوری است که لطفی در کاست "به یاد عارف" که توسط انتشاراتی که زیر نظر خود او فعالیت میکند (آوای شیدا) همین تصنیف را بصورت یونیسون با گروه سازهای ایرانی به سبک -به اصطلاح- قاجاری اجرا کرده و جالب اینجاست که سالهاست این اثر بصورت CD منتشر شده است ولی از CD این تصنیف با تنظیم ارکستر خبری نیست!

audio file "ناز لیلی" روی شعر معروف طبيب اصفهانى همراه با ارکستر گلها و تنظیم جواد معروفی اجرا شده است. تصنیف نام برده نشانه ای کامل از آهنگسازی به سبک گلهاست. در این اثر به خوبی میتوان عمق درک آهنگساز را از حال و هوای آنروزگار شنید (و شاید افسوس خورد که چرا آهنگسازی با این قریحه که میتوانست با حرکت در این مسیر همتراز بزرگانی چون مرحوم تجویدی در تصنیف سازی باشد، باید ذوق و خلاقیت خود را به کناری نهد و سعی در کپی کردن نه چندان دقیق موسیقی قاجار داشته باشد؟)

"ناز لیلی" میتواند یک نمونه عالی موسیقی فاخر گلها باشد، مخصوصا" در این جمله: "خلد گر به پا خاری آسان برآید" که شکل ملودی آن روزهای درخشان مردان بزرگ گلها را به خاطر می آورد...

متاسفانه عده ای با نگاهی سطحی ارکستر گلها را به خاطر داشتن گروه بزرگ زهی و چند بادی چوبی غربی، ارکستر میدانند که به خاطر عقده های غرب گرایی تشکیل شده است، در صورتی که هدف آهنگسازان از کار با چنین ارکستری صرفا ارائه احساسات درونیشان به بهترین شکل ممکن بوده است و همچنان که همه ما از بسیاری از ابزار شرقی و غربی استفاده میکنیم، بدون اینکه حتی بدانیم، ساخت چه نقطه ای از جهان است.

"ناز لیلی" نیز همچون "به یاد عارف" بخاطر مایه خاصی که دارد، کمتر مورد استفاده در موسیقی چند صدایی قرار گرفته و عدم وجود همین انگشت شمار آثار نیز میتواند رشد این هنر را با وقفه مواجه کند.

audio file "داروگ" روی شعر مشهور نیما یوشیج است با تنظیم فرهاد فخرالدینی که از ساختاری نو و زیبا برخوردار است. تصنیف با استکاتوهای زهی ها و جواب آن روی بادی چوبی ها آغاز میشود، کم کم ارکستر اوج میگیرد و شکوه های نیما با صدای شجریان آغاز میشود!

 

محمدرضا شجریان

موسیقی زیر آواز، بسیار حساب شده است و فقط اجرای یک پدال ساده و بی روح یا تکرار جمله به جمله آواز نیست. در این اثر تنظیم کننده از تیمپانی به خوبی بهره برده است که عدم وجود آن در بسیاری از تصنیفهای آن زمان رادیو بسیار احساس میشود. "داروگ" یکی از نمونه های موفق و کمیاب همراهی موسیقی ایرانیست با شعر نو که این اثر نیز میتواند اندکی این کمبود را کاهش دهد.

اجرای این چهار تصنیف بدون خوانندگی محمد رضا شجریان در آنزمان شاید غیر ممکن بود زیرا خوانندگان آن زمان رادیو که توانایی تکنیکی و وسعت صدایی اجرای این تصانیف را داشتند، حسین خواجه امیری(ایرج) و اکبر گلپایگانی (گلپا) بودند که میدانید که در این حال و هوا نبودند. (خوانندگانی هم که در این حال و هوا آثاری داشتند مانند بنان و قوامی نظر حجم و وسعت صدا مانند شجریان نبودند.)

در واقع بهترین انتخاب برای خوانده شدن این سه اثر، همانا شخص محمدرضا شجریان بوده است. شجریان در این آثار نیز کاملا به درک فضای موسیقی و شعر رسیده و به نحو چشمگیری حالتهای این تصانیف را القا میکند.

(3:55)
این آهنگ ((زرد ملیجه)) نام دارد که از اهنگهای محلی گيلان می باشد. ((ملجیه)) در زبان گيلكي به معنی ((گنجشك)) است و زرد مليجه به نوعي گنجشك سينه زرد كه در اين منطقه زندگي مي كند گفته مي شود. استاد صبا هميشه به اقصي نقاط ايران مسافرت مي كردند و آهنگهاي زيباي محلي را ثبت مي كردند. قطعه زرد مليجه ره آورد يكي از اين سفرها به ديار سرسبز گيلان مي باشد. البته اين اجرا كه براي دانلود گذاشته شده كار استاد لطفي مي باشد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
محمد رضا لطفي در سال 1947 و در شهر گرگان ديده به جهان گشود. با دلگرمي برادر بزرگتر خود شروع به نواختن تار نمود و در سال 1964 با کسب مقام نخست نوازندگي تار در فستيوال نوازندگان جوان استعداد خويش را در اين ساز نشان داد. در همين ايام تحصيلات خود را در دانشگاه هنر هاي زيبا و زير نظر حبيب الله صالحي و علي اکبر شهنازي شروع کرد. هزمان با اين به تحقيق بر روي موسيقي کلاسيک غرب و يادگيري ساز ويولن نيز پرداخت و توانست به ارکستر ملي موسقي ايران که ريز نظر حسين دهلوي بود راه پيدا کند. از اساتيد بزرگ وي مي توان از عبدالله دوامي که رديف و حسين دهلوي که سه تار را به وي آموخت نام برد.همزمان با دانشگاه زير نظر استاد نورعلي برومند نيز تحصيل تار مي کرد. پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه به مقام استادي همان دانشگاه در آمد. وي همکاري با راديو و تلوزيون را ادامه داد و در همين اثنا گروه شيدا را پايه گذاري کرد. در بين سالهاي 1978 تا 1980 رييس هنرستان موسيقي پسران گرديد. وي به رياست مرکز حفظ و اشاعه موسيقي و هنزستان موسيقي چاووش نيز در آمد. وي از سال 1986 در آمريکا سکونت دارد و برنامه هاي زيادي از جمله نکنوازي و کارهاي گروهي با شجريان - ناظري - عليزاده و مشکاتيان اجرا کرده است.لطفي بزرگترين نوازنده تار و سه تار و از جمله بزرگترين نوابغ مويسقي ايران مي باشد. ذوق سليقه احساس و نوازندگي قدرتمند وي را بدل به پدر موسيقي ايران نموده است.
 


 

+ نوشته شده در  87/01/01ساعت 11:35  توسط پدرام صامتی 

+ نوشته شده در  86/12/01ساعت 17:31  توسط پدرام صامتی 

اساتید سنتور ( استاد پرویز مشکاتیان - استاد فرامرز پایور - استاد ارفع اطرایی- منصور صارمی )

استاد پرویز مشکاتیان
 
مركز حفظ و اشاعه موسيقي، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احیا و رواج سنتهای موسيقي ايراني بوسيله نورعلي خان برومند و داريوش صفوت، تاسيس و سپس با دعوت از اساتيد بزرگ آن زمان تكميل شد. نقش اين مركز، در پيشرفت موسيقي ملي، غير قابل انكار است بطوريكه بسياري از اساتيد شاخص حال حاضر، پرورش يافته همين مركز بودند.


پرويز مشكاتيان يكي از همين اساتيد است كه فعاليتهاي رسمي هنري خود را در زمينه سنتورنوازي، از همين مركز آغاز كرد و توانست در آزمون باربد, مقام اول مشترک را در سنتورنوازی, به همراه پشنگ کامکار بدست آورد. وی بعدها به همكاري با گروهي پرداخت كه متشكل بود از: پريسا (آواز)، حسين عليزاده (تار)، محمدعلي كياني نژاد (ني)، داوود گنجه اي (كمانچه) و محمود فرهمند (تمبك).

Audio File به قسمتي از اجرای این گروه توجه كنيد.

وی در كنار آن به اجراي برنامه هاي تكنوازي و دونوازي نیز پرداخت كه بدين وسيله سنتورنوازي خود را به اهل هنر معرفی کرد.

استقبال مردم از سبك جديد سنتورنوازي وي بسيار خوب بود. چهارمضرابهاي زيباي وي كه سرشار از ملوديهاي دلربا، درابهاي زيبا و سرعت بالاي مضرابهايش بود، همگان را حيرت زده مي كرد.سرعت مضرابهاي وي تا حدي زياد است كه در بعضي چهارمضرابهايش، شنونده احساس مي كند كه حتي دو سنتور با هم در حال نواختن هستند!این سرعت وی در نوازندگی پیوسته توأم با دقت بوده است به طوریکه تمامی نت ها, شفاف و شسته رفته اجرا می شوند و این خود درس مهمی برای سنتورنوازان است.

audio file چهارمضراب مخالف سه گاه: سنتور پرويز مشكاتيان، تمبك ناصر فرهنگفر

ريتم در اكثر آثارش، دائما در حال تغيير است و اين امر باعث شده كه شنونده هيچگاه نتواند ادامه قطعه را حدس بزند. از ديگر ويژگيهاي آثارش مي توان به استفاده از ملوديهاي طرب انگيز، اشاره كرد كه ساخته هاي وي را از آهنگسازان ديگر متمايز مي كند. اين ويژگيها را مي توان در قطعاتي چون: audio file بیداد ، داد و بيداد، سماع آوا، پگاه، دل انگیزان, طلوع، پيروزي، audio fileرزم مشترک و... به وضوح مشاهده كرد. وی توانسته منظور و احساس خود را در تمامی این آثارش, به خوبی به شنونده انتقال دهد که این خود نشان از آشنایی کامل وی بر موسیقی ایرانی است.

Audio File قطعه "دل انگيزان": سنتور پرويز مشكاتيان، تمبك محمود فرهمند

وي بعدها با همكاري حسين عليزاده، گروه عارف را تشكيل داد و بعد از انقلاب نيز، همكاري پيوسته خود را با محمدرضا شجريان در آلبومهايي چون: دود عود، دستان، آستان جانان، نوا مركب خواني، بيداد، قاصدك و... آغاز كرد كه هر كدام از آنها، نمونه هاي بارزي از خلاقيت و هنر وي در زمينه آهنگسازي و بخصوص تصنيف سازي، هستند. البته متاسفانه, وی بعدها به دلایلی همکاری هنری خود را با شجریان, قطع می کند.

audio file تصنيف "شيدايي": آواز محمدرضا شجريان، سنتور پرويز مشكاتيان، تمبك ناصر فرهنگفر

وي علاوه بر آهنگسازي، در تنظيم قطعات نيز تبحر خاصي دارد و اين امر ناشي از اطلاعات كامل وي از ديگر سازهاي ايراني است. به طور مثال می توان به تنظیم قطعه «چکاد» اشاره کرد که نمونه بهترین تنظیمهای وی به شمار می آید. مشكاتيان بارها و بارها در خارج از كشور، به اجراي برنامه پرداخت كه در بهترين آنها مي توان به كنسرت فستيوال مولانا در ايتاليا در سال 1993 ميلادي (1372خورشیدی)، اشاره كرد كه در آنجا علاوه بر سنتورنوازي, به نوازندگي سه تار پرداخت و بدين وسيله مهارت خود را در نوازندگي اين ساز نيز نشان داد.

audio file تکنوازی سه تار از پرویز مشکاتیان

از ديگر آثار وي مي توان به: لاله بهار(شهرام ناظری)، مقام صبر (عليرضا افتخاري)، صبح مشتاقان (علي جهاندار)، كنسرت همايون (حميدرضا نوربخش)، كنج صبوري (علي رستميان)، افشاري مركب، مژده بهار، افق مهر، كنسرت راست پنجگاه و وطن من (ايرج بسطامي)، اشاره كرد. نکته بسیار جالبی که در تمامی تصانیف وی دیده می شود، انتخاب شعر مناسب با دستگاه مورد نظر است.

Meshkatian
پرویز مشکاتیان


وي به مركب نوازي (مدولاسيون)، كه يك اصل مهم و فني در موسيقي است، بسيار بها مي داد و به پشتوانه خلاقيتي كه داشت، توانست برنامه هاي تركيبي بسيار زيبايي خلق كرده و با گروه خود اجرا كند.

گروه عارف، از زمان شكل گيري خود، بارها و بارها دستخوش تغييرات شد به گونه ای كه هيچگاه اعضاي گروه آن ثابت نماندند و مي شود گفت كه عضو هميشه ثابت آن، خود پرويز مشكاتيان بود. مشكاتيان پس از سالها دوري از عرصه موسيقي، در زمستان 1383، دوباره با
گروه خود به روي صحنه رفت و با همكاري شهرام ناظري، كنسرتي در سالن وزارت كشور، اجرا كرد. سنتورنوازي وي در اين برنامه، بدين گونه بود كه هنوز چابكي و آمادگي گذشته خود را داشت.

استاد مشكاتيان با چاپ نت قطعات و پارتيتورهاي آهنگهايش، پس از سالها انتظار دوست داران آثارش موافقت کرد و این قطعات توسط
آقاي عليرضا جواهري (از شاگردان ایشان)،نت نگاری شده و تا اكنون نیز بسياري از آثار وي را از جمله پيش درآمدها، چهارمضرابها و تصانيف، به چاپ رسانيده است.

وقتی یک نوازنده نگاهی به این آثار می اندازد، متوجه مي شود كه چقدر نواختن قطعات مشكاتيان دشوار و پر از موردهای تکنیکی است. نوازندگی آثار او سالها ممارست و کوشش میطلبد. . قطعاتي پر از دراب، تكيه، پاساژ و اتودهاي مضرابي مشكل. يك ويژگي شاخص قطعات وي، تكرار زياد يك يا چند ميزان (بصورت ترجیع بند یا گاهی پایه مضرابی) است كه شايد در وهله اول ناخوشايند جلوه كند، ولي وقتي در قطعه اجرا شود، زيبايي آن نمايان مي شود.

از ديگر ابداعات آهنگسازي وي، مي توان به خفه كردن صدا در يك آن و ادامه دادن آن با جفت مضرابهايي كه صداي آن كم كم افزايش مي يابد، اشاره كرد كه به نوبه خود باعث زيبايي قطعه مي شود. در پارتیتورهای مشکاتیان میبینیم که حتي براي دف و تمبك نيز در قطعه گروهي، تنظيم خاصی نوشته شده؛ به صورتي كه جاهايي از قطعه كه به دف يا تمبك احتياج نبود، از آنها استفاده نمي كرد و در مقابل، هنگام نياز به خوبي از آن بهره مي برد.

بدون ترديد سبك سنتورنوازي پرويز مشكاتيان، يكي از زيباترين و پرطرفدارترين سبكهاي زمان ماست. پس عجيب نيست كه هر سنتورنوازي از كوچك تا بزرگ، براي نشان دادن مهارت نوازندگي اش، قطعاتی از وی را اجرا كند.

استاد مشكاتيان، از همه نظر (چه تولید موسیقی، چه پرورش شاگرد، دوستی مردم با موسیقی ایرانی و ارائه رپرتوار موسیقی فراوان بصورت نت و پارتیتور) حق بزرگي بر گردن موسيقي ايراني دارد و جا دارد كه به پاس فعاليتهاي ارزشمند هنري اش، از وي تقدير شاياني بعمل آيد.
 
چهارمضرابهای وی نیز زیبایی و لطافت خاص خود را دارند و شاید بیشتر وی را با چهارمضرابهایش بشناسند. پایور بوسیله معلومات بالایی که از ردیف موسیقی داشت، برای دستگاهها، آوازها و حتی گوشه هایی که حالت ضربی داشتند، چهارمضرابهای بسیار زیبایی ساخت که علاوه بر دارا بودن ملودی زیبا، از تکنیک خاصی نیز برخوردار بودند که اجرای آن برای نوازنده بسیار مشکل است.

پایور از اتودهای فراوان مضرابی در چهارمضرابهایش استفاده کرده است که به نوبه خود بسیار جالب است و باعث پرورش دست نوازنده می شود.

استاد پایور پیش درآمد و رنگهای متعددی نیز (چه برای راست کوک و چه چپ کوک) ساخته است که از ریتمها و ملودیهای مختلف در آنها استفاده شده است. از بهترین آنها می توان به پیش درآمدهای:" اصفهان"، "شور"،
audio file ابوعطا ، "دشتی" و "همایون" و رنگهای" دشتی"،" بیات ترک"، "سه گاه" و" ابوعطا" نام برد که هر کدام به تنهایی از شاهکارهای موسیقی ایرانی بشمار می آیند. وی در عرصه تصنیف سازی هم بسیار فعال بوده است که علاوه بر تنظیمهای تصنیفهای قدیمی، به ساخت تصنیفهای زیبایی نیز دست زده است که با خوانندگان مختلف اجرا نمود.

وی سالهای سال توانست با ارکستر مخصوص خود به اجرای برنامه بپردازد و هیچگاه خللی در آن بوجود نیامد به طوریکه نوازندگان آن همیشه ثابت ماندند (عکس گروههای امروزی!). و این امر فقط و فقط حاکی از نظم و ترتیب استاد پایور در کارهایش است.

نگاهی به سبک فرامرز پایور
سبک و شیوه استاد پایور را از دو بعد می توان بررسی کرد: اول از بعد سنتورنوازی ایشان و دوم از بعد آهنگسازی. سبک سنتورنوازی پایور، سبک جدیدی است که کمی هم رنگ و لعاب سبک حبیب سماعی را به خود گرفته است و آن هم به دلیل تعلیمات استاد صبا بوده است.

البته استاد صبا در نوازندگی سنتور مهارت و چیره دستی حبیب را نداشت ولی توانست از نظر اطلاعات پایه ای و شناخت ردیف موسیقی کمکهای شایانی به استاد پایور بنماید. سبک نوازندگی استاد پایور از همان ابتدا ( به استناد آثار باقیمانده از آن زمان) تا به حال، تقریبا" ثابت مانده است. بدون تردید با گذشت زمان بر مهارت و چابکی نوازندگی اش افزوده شده است ولی سبک کلی وی ثابت بوده است.

چابکی و سرعت مضرابهای وی و در عین حال شمرده بودن ریزهایش (چنانکه معروف است که میگویند" در عین سرعت می توان تعداد ریزهایش را شمرد!")، ویژگی خاص نوازندگی اوست. دقت بالای استاد پایور چنان است که به ندرت دیده شده که نتی را به اشتباه اجرا کند. نگهداری و تنظیم صحیح وزن قطعات در اجراهایش همیشه مورد توجه بوده است. سر ضربها (آکسان ها) را به طور دقیق اجرا می کند و سرعت و مترونوم قطعه تا پایان به خوبی حفظ می شود.

استفاده از درابهای زیبا و در عین حال مشکل (سه نت با فاصله)، و تکیه های پاکیزه، از تخصصهای وی در نوازندگی است. همینطور پاملخی ها و جفت مضرابهای غیر معمول و ابداعی اش، چنانکه چهارمضراب معروف اصفهان وی بدلیل برخورداری از تمام این ویژگیها، یکی از مشکل ترین و سنگین ترین چهارمضرابها برای سنتور محسوب می شود و یا قطعه «پژواک» که وی آن را در ریتم لنگ نوشته، در عین سختی از ملودی بسیار زیبایی نیز برخوردار است.

audio file قسمتی از چهارمضراب اصفهان را با سنتور فرامرز پایور و تمبک محمد اسماعیلی ببینید

از دیگر ویژگیهای سنتورنوازی وی می توان به کم و زیاد کردن و یا خفه کردن مناسب و به موقع صدای سنتور اشاره کرد که تبحر وی درآن، زبانزد خاص و عام است. استاد پایور هیچگاه در اجرای یک قطعه، خود را دربند یک اکتاو نمی کند و همیشه تا حد امکان از تمام اکتاوها و قابلیتهای سنتور استفاده می کند. وی مهارت ویژه ای نیز در اجرای پاساژهای مشکل و جابجایی اکتاوها دارد. علاوه بر اینها، وی در قسمتهای آوازی قدرت بداهه نوازی بالایی نیز دارد و هیچ گاه بداهه نوازی هایش ملال آور و کسل کننده نیست و همینطور جواب آوازهایش، بسیار دقیق و حساب شده است که خود بسیار نیز روی این موضوع تاکید می کند.

جدا از تمام این ویژگیها استیل و فرم زیبای دستان و بدن او در هنگام نوازندگی بسیار زیبا است. بدون تردید، پایور معرف بهترین استیل را در نوازندگی سنتور بوده است. صاف نشستن پشت سنتور، تحرک کم بدنش حتی در موقع اجرای قطعات سنگین همگان را شیفته خود می کند.

سبک آهنگسازی پایور نیز سبک جدیدی است که باید آن را از 2 بعد بررسی کرد : اول قطعاتی که وی مخصوص سنتور نوشته است و دوم قطعات مخصوص ارکستر.

Hossein Dehlavi, Faramarz Payvar, Hossein Tehrani
حسین تهرانی، فرامرز پایور و حسین دهلوی
به طور کل استاد پایور با ساخت اولین آهنگ خود (ترانه)، نشان داد که سبک جدید و متفاوتی نسبت به سبک قدما دارد. شیوه ای که شاید منشاء آن سبک علینقی وزیری باشد. ساخت قطعاتی چون :

audio file گفتگو
audio file پرنیان
audio file رهگذر

علاوه بر نشان از آگاهی و تسلط کافی وی بر ردیف موسیقی، نشان دهنده آشنایی کامل او با سازهایی چون ویولن و تار و فلوت است و حتی سازهای دیگر، چون وی قطعات را برای همه سازها در ارکستر خود تنظیم می نمود.

قطعاتی چون :

audio file فریبا (قطعه ای با نگرش پیانویی برای سنتور)
audio file پوپک

نیز از زیباترین ساخته های استاد مخصوص سنتور است که در زمان خود قطعاتی جدید و نو بوده اند.

قطعه
audio fileپراکنده نیز قطعه ای جالب، زیبا و فنی است. به طوریکه استاد در آن به ده گام راست پنجگاه به زیبایی اشاره کرده است.

استاد پایور به تمبک بسیار بها می داد و در این راستا، در بین برنامه هایش به اجرای سئوال و جواب سنتور و تمبک می پرداخت. وی این کار را با حسین تهرانی آغاز کرد ولی در زمان محمد اسماعیلی آن را گسترش داد تا جایی که قطعات مستقلی چون: "پرنده"،
audio file "پرچین" و "پرستو" را در همین این زمینه ساخت.

Paivar & Tehrani in shiraz
حسین تهرانی و فرامرز پایور (حافظیه 1349)
چهارمضرابهای وی نیز زیبایی و لطافت خاص خود را دارند و شاید بیشتر وی را با چهارمضرابهایش بشناسند. پایور بوسیله معلومات بالایی که از ردیف موسیقی داشت، برای دستگاهها، آوازها و حتی گوشه هایی که حالت ضربی داشتند، چهارمضرابهای بسیار زیبایی ساخت که علاوه بر دارا بودن ملودی زیبا، از تکنیک خاصی نیز برخوردار بودند که اجرای آن برای نوازنده بسیار مشکل است.

پایور از اتودهای فراوان مضرابی در چهارمضرابهایش استفاده کرده است که به نوبه خود بسیار جالب است و باعث پرورش دست نوازنده می شود.

استاد پایور پیش درآمد و رنگهای متعددی نیز (چه برای راست کوک و چه چپ کوک) ساخته است که از ریتمها و ملودیهای مختلف در آنها استفاده شده است. از بهترین آنها می توان به پیش درآمدهای:" اصفهان"، "شور"،
audio file ابوعطا ، "دشتی" و "همایون" و رنگهای" دشتی"،" بیات ترک"، "سه گاه" و" ابوعطا" نام برد که هر کدام به تنهایی از شاهکارهای موسیقی ایرانی بشمار می آیند. وی در عرصه تصنیف سازی هم بسیار فعال بوده است که علاوه بر تنظیمهای تصنیفهای قدیمی، به ساخت تصنیفهای زیبایی نیز دست زده است که با خوانندگان مختلف اجرا نمود.

وی سالهای سال توانست با ارکستر مخصوص خود به اجرای برنامه بپردازد و هیچگاه خللی در آن بوجود نیامد به طوریکه نوازندگان آن همیشه ثابت ماندند (عکس گروههای امروزی!). و این امر فقط و فقط حاکی از نظم و ترتیب استاد پایور در کارهایش است.

audio file دو نوازی فرامرز پایور با محمد اسمائیلی در سه گاه

 

استاد ارفع اطرایی 

متن زیر حاصل گفتگوی وبلاگ مضراب با سرکار خانم ارفع اطرائی نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان هنرمند ایران است.ایشان همچنین اصل نت قطعه دونوازی اصفهان برای دو سنتور را برای دسترسی عموم توسط این وبلاگ در اختیار گذاشتند که از ایشان کمال تشکر و سپاس را داریم.برای آشنایی با این قطعه و دسترسی به نت ها بر روی این لینک کلیک کنید.


 

سرکار خانم ارفع اطرائی متولد تیرماه سال 1320 می باشند.وی سابقه چهل  و هفت سال نوازندگی و تدریس مستمر در شغل رسمی و کلاس خصوصی و تربیت شاگردان ممتاز دارد.ایشان هنرجوی سومین دوره هنرستان عالی موسیقی ملی بوده است که دارای دیپلم از هنرستان موسیقی ملی و لیسانس از هنرکده موسیقی ملی می باشد که هر دو دوره را با کسب رتبه اول به پایان رساند.وی از شاگردان استاد صبا و استاد پایور و استاد محمود کریمی و کلیه اساتید پایه گذار هنرستان موسیقی ملی بوده است که بین سال های 1338 تا 1359 به استخدام رسمی در وزارت فرهنگ و هنر اداره کل فعالیت های هنری جهت تدریس سنتور تخصصی در هنرستان موسیقی در آمد و همچنین بصورت قراردادی در اداره کل فعالیت های هنری تلویزیون جهت تک نوازی و نوازندگی در ارکسترها استخدام شد.وی همچنین در فعالیت های موسیقی به تکنوازی صوتی و تصویری برای رادیو و تلویزیون پرداخته و برای اجرای کنسرت از طرف وزارتخانه های تابع به کشورهای پاکستان (1339) ، ایتالیا (1342) ، افغانستان (1348) ،ترکیه(1349)،بحرین(1351)،آمریکا(1354)،عراق(1354)،کرواسی(1373) و بوسنی و هرزه گوین (1373) سفر کرده است و همچنین برای اجرای برنامه به شهرهای داخلی متعددی نیز سفر داشته است.وی از سال 1353 سرپرست گروه موسیقی تالار رودکی بوده و با افرادی چون محمد موسوی،ناصر فتاح،لطف الله مجد ، نادر گلچین،خاطره پروانه همکاری کرده است.وی کتب ارزنده ی فرهنگ موسیقی ایران (1360) ، سنتور و ناظمی(1364) دوازده مقام موسیقی ملی ایران (1369) زندگی و آثار حبیب سماعی(1371) بوی جوی مولیان(1381) ویرایش خودآموز سنتور حسین صبا(1381) هفت دستگاه و پنج آواز موسیقی ایرانی (1381) به نگارش درآورده است و آثاری چون  سازشناسی موسیقی ایرانی (طبق برنامه درسی وزارت آموزش و پرورش) و قطعات هم نوازی (دوئو طبق برنامه هنرستان های موسیقی ملی) را در دست چاپ دارد.وی دارای مدرک درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و همچنین بعنوان یکی از "زنان نام آور ایران" از طرف دفتر مشارکت زنان امور ریاست جمهوری شناخته شده است و عضو هیئت مدیره اولین دوره کانون پژوهشگران خانه موسیقی وزارت فرهنگ  و ارشاد اسلامی و عضو شورای فنی هنرستان موسیقی پسران و دختران و دانشگاه علمی کاربردی می باشد.وی در شورای مرکز موسیقی حوزه هنری عضویت دارد و عضو هیئت انتخاب و داوری جشنواره های موسیقی دانشگاه تهران و جشنواره های بانوان (گل یاس) و جشنواره های موسیقی جوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ( فجر) است.وی منتخب "برگزیده جشنواره موسیقی بانوان" مرداد 84 شورای شهر تهران و منتخب " بازنشسته نمونه ملی" سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در شهریور 84 و منتخب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بعنوان "پیشکسوت نمونه" در شهریور 84 می باشد.وی به اجرای پایان نامه های دانشجویی مشغول است و از خدمات ارزنده ی ایشان می توان به چهل و هفت سال سابقه در موسیقی ایرانی و نوازندگی با سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک باس در ارکستر صبا به رهبری استاد حسین دهلوی و سنتور باس در ارکستر استاد فرامرز پایور و سنتور سل کوک و لا کوک در تکنوازی ها و گروه نوازی ها اشاره کرد.وی هم اکنون مشغول تدریس مستمر ساز تخصصی سنتور است و در سال های کوتاهی کلاس های فورم موسیقی ایرانی و تئوری موسیقی ایرانی و همراهی ساز و آواز را بر عهده داشته است.در پایان باز از ایشان تشکر می کنیم و از خدواند متعال برای ایشان و تمامی موسیقیدانان این مرز و بوم آرزوی سعادت و کامیابی داریم.

استاد حبیب سماعی

 

حبيب سماعي (1325-1280 ه.ش) :

استاد و تكنواز در اوايل قرن شمسي حاضر و نگهدارنده حيات سنتور در موسيقي ايراني بود.موسيقي و نوازندگي را از پدرش حبيب الله سماع حضور آموخت. سماع حضور استاد مسلم سنتور نسل خود و مقام هنري و اخلاقي بسيار والايي داشت . از زندگاني سماع حضور روايات مشهوري مبتني بر خلوص ايمان و دائم الوضو بودن او_حتيهنگام نوازندگي_نقل شده است .سماع حضور طي چند سال ،رموز هنر خود را به فرزندش حبيب الله آموخت و صداي ساز حبيب سماعي از همان ايام جواني شهرت پيدا كرد .از نوازندگي او پنج صفحه گرامافون همراه تنبك رضا روانبخش و آواز پروانه پر شده است و قطعاتي چند از او به كوشش ابوالحسن صبا به يادگار مانده است .از خصوصيات نوازندگي حبيب ،مهارت و خلاقيت فراوان در بداهه نوازي را ذكر ميكنند و او را از بزرگترين سنتور نواز معاصر مي شناسند ابوالحسن صبا ،حسين صبا ،نورعلي برومند،قباد ظفر،مهدي ناظمي و عبدالرسولي هر كدام به نوعي از معلومات حبيب سماعي برخوردار شده اند.

مجموعه آثار او به كوشش و بازسازي استاد سيد عبدالمجيد كياني منتشر شده است.

منصور صارمی 

منصور صارمي به سال 1313 در شهر زيبا و سرسبز رشت متولد شد و هنوز دو سال از بهار زندگي او نگذشته بود كه پدرش را از دست داد و تحت توجهات و سرپرستي برادرش روزگار را سپري كرد




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/01ساعت 17:26  توسط پدرام صامتی 

اهدائ بالاترین نشان فرهنگی فرانسه به شهرام ناظری

شهرام ناظری به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا فردا شب در سالن دلاویل فرانسه به اجرای کنسرت می پردازد.



در این برنامه شهرام ناظری به همراه فیض بشی پور(نوازنده تنبور) قطعاتی از موسیقی با اشعاری از مولانا را اجرا خواهد کرد.

این برنامه از سال پیش هماهنگ شده و از گروه ناظری دعوت به عمل آمده بود تا به مناسبت سال جهانی مولانا برنامه ای رادر سالن اصلی تئاتر دولاویل پاریس اجراکنند.

همچنین بر اساس گفته های سعدی ناظری ( برادرشهرام ناظری) قرار است پس از این اجرا بالاترین نشان فرهنگی فرانسه به شهرام ناظری اعطا شود.

اين نشان بالاترين مدال افتخار و عالي ترين نشان نظامي و غيرنظامي فرانسه است که پيش از اين به ملکه اليزابت، چرچيل، آيزنهاور و سپ بلاتر رئيس فدراسيون بين المللي فوتبال اعطا شده است. از ايران هم پيش از اين محمدعلي سپانلو، پري صابري، جلال ستاري و شيرين عبادي اين نشان را دريافت کردند.

ناظري هم در سالن دولاويله شهر پاريس به اجراي قطعاتي خواهد پرداخت و در پايان اجرايش نشان ارتش افتخار را دريافت خواهد كرد. لژيون دونور يا ارتش افتخار عنوان ويژه‌اي است كه وزارت فرهنگ فرانسه از ديرباز براي ناميدن گروه عظيم‌ مفاخر فرهنگي و هنري برگزيده و اين نشان به تبع عنوان خاص خود، داراي رده‌بندي‌هايي نظير درجات افسران ارتشي است. در ميان اين درجات عنوان شواليه ارتش افتخار يا همان لژيون دونور بالاترين ارزش را داراست. تا به حال هنرمندان بسياري از ايران نظير عباس كيارستمي موفق به دريافت اين عنوان افتخاري شده‌اند و اشهرام ناظري هم به صف اين ارتش فرهنگي خواهد
پيوست.
برنامه ويژه‌اي كه در سالن دولاويله تدارك ديده شده تنها به اجراي موسيقي اختصاص ندارد. در اين مراسم علاوه بر تقدير از ناظري و اعطاي نشان به او بزرگداشت مولانا جلال‌الدين مولوي رومي نيز برپاست و ناظري هم در همين راستا قطعات معروف و محبوبي را كه با اشعار مولوي اجرا كرده است، روي صحنه دولاويله خواهد خواند.

 

+ نوشته شده در  86/10/01ساعت 17:20  توسط پدرام صامتی 

زندگی نامه و کنسرت جدید استاد محمدرضا شجریان

زندگی نامه ی استاد محمدرضا شجریان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/09/01ساعت 17:17  توسط پدرام صامتی 

جاودانگان

زندگی صحنه ی  یکتای هنرمندی ماست  هر کسی نغمه ی خود خواند و 

از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/08/01ساعت 17:53  توسط پدرام صامتی 

گالری عکس

گالری عکس

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/07/01ساعت 10:53  توسط پدرام صامتی 

با تشکر از توجه شما به این وب سایت لطفا طبق

تقسیم بندی زیر نظرتان را در مورد موسیقی سنتی

بنویسید....

 

(( متشکرم ))

 

( مدیریت وب سایت پدرام صامتی )

 

نظرخواهی از آقایان

+ نوشته شده در  86/06/30ساعت 16:47  توسط پدرام صامتی  | 

نظر خواهی از خانم ها
+ نوشته شده در  86/06/30ساعت 16:46  توسط پدرام صامتی  |